السيد عبد الكريم الموسوي الاردبيلي

63

در پرتو وحى (فارسى)

برداشت شخصى مفسران است . « 1 » اما معناى اين حروف براى ما روشن نيست و تمام اين اقوال يا بدون سند است يا اگر رواياتى داشته باشيم چون قابل اعتماد نيستند و از حيث سند تصحيح نشده‌اند حجت نيستند و نمىتوان به اين‌گونه روايات استناد كرد . اين حروف از متشابهات قرآن هستند و همانطور كه خداوند فرموده است ، معناى متشابهات را نمىتوان درك كرد و كسى نمىداند مگر خداوند و راسخان در علم . « 2 » از طرف ديگر از اهل بيت ( ع ) روايت شده كه « نحن الراسخون فى العلم و نحن نعلم تأويله » « 3 » ؛ راسخان در علم ما هستيم و تأويل قرآن را ما مىدانيم . بنابراين بايد به آنها مراجعه كرده و معناى متشابهات قرآن از جمله حروف مقطعه را از آن بزرگان سؤال كنيم . آيه دو ذَلِكَ الْكِتَابُ لَا رَيبَ فِيهِ هُدًى لِّلْمُتَّقِينَ ؛ آن كتاب ، كه شك در آن راه ندارد ، مايه هدايت پرهيزكاران است . ( ذلك ) : با اين كه اين كلمه اسم اشاره به دور است ، چرا از آن استفاده شده و از كلمه هذا كه اشاره به نزديك است استفاده نكرد و نفرمود ( هذا الكتاب ) ؟

--> ( 1 ) . ر . ك : طبرى ، جامع البيان ، ج 1 ، ص 205 ؛ طوسى ، التبيان ، ج 1 ، ص 47 ؛ طباطبايى ، الميزان ، ج 18 ، ص 5 و حكيم ، علوم القرآن ، ص 437 . ( 2 ) . سوره ، آل عمران ، آيه 7 . ( 3 ) . حر عاملى ، وسائل الشيعه ، ج 27 ، ص 179 ؛ كلينى ، اصول كافى ، ج 1 ، ص 213 .